|
| خبرگزاري فارس: يك نويسنده و كارگردان تئاتر گفت: ايدئولوژي به عنوان عقل كاذب به مدت 7 دهه جايگزين تفكر ناب فلسفي شده بود، اما امروزه اين مقوله رنگ باخته است و افكار تجريدي در تفكر فلسفي احيا شده است. |
به گزارش خبرگزاري فارس، قطبالدين صادقي در گفتوگو با روابط عمومي همايش روز جهاني فلسفه اظهار داشت: بسياري از جريانهاي بزرگ اجتماعي و موقعيتهاي بزرگ فلسفي و تحولات عظيم در دهههاي اخير رخ داده و انسانها رابر سر انتخابهاي دشواري قرار داده است. مسائلي چون پستمدرنيسم، كشف ديگري و ... بازتابهاي فراواني در عرصه هنر و بهخصوص هنر نمايش داشته است. در حقيقت پايان ايدئولوژيها هنر را به سمت ديگري ميبرد و بسياري از پوششهاي بنيادي را از نو مطرح ميكند. در اين زمينه البته شكست ايدئولوژي از همه جريانهاي اجتماعي بزرگتر و قاطعتر بوده است. اين استاد دانشگاه همچنين با اشاره به تأثير شكست بنيادها افزود: مسأله شكست بنيادها، مسالهاي كاملاً فلسفي بود و اتفاقاً تأثيرات آن در هنر نمايش بسيار ملموستر از ساير هنرها بود و پس از آن هم اين مساله در هنرهاي نمايشي به وفور ديده ميشود. از زمان يونان باستان تاكنون ظرفيتهاي بالقوه هنرهاي نمايشي طرح مسائل بزرگ فلسفي بوده است. در رنسانس و در عصر روشنگري، تاثيرات فلسفه بعد از جنگ همواره هويدا بوده است. صادقي با اشاره به شكلگيري هنرهاي جديد در اثر شكست ايدئولوژيها كه بر اثر تحولات فلسفي صورت گرفته است، خاطرنشان ساخت: پرفورمنسهايي كه آمريكاييها به راه انداختند و فاقد هرگونه انديشه، تفكر و ايدئولوژي بود از جمله تاثيرات اين رويدادهاست. ظرفيت تئاتر بهمراتب بيشتر از ساير هنرها همچون موسيقي، هنرهاي تجسمي و... بوده است و به دليل مفهومي بودن هنر نمايش، شخصيتها و كلمات حامل تفكر هستند. همين ظرفيت بالاي هنرهاي نمايشي و به تبع آن تاثيرگذاري و تاثير پذيري از فلسفه سبب شده تا ارتباط تنگاتنگي ميان هنرهاي نمايشي و فلسفه پديدار شود و رويكردهاي عميق فلسفي را در آثار هنري شاهد باشيم. همايش روز جهاني فلسفه از سيام آباماه تا دوم آذرماه در كتابخانه ملي تهران برگزار ميشود. |